واقعن چقدر خوبه که شب هست،که یکم از دنیای مادی دور شم، فکر کنم،که هستم، که می توانم باشم........خیلی دوسش دارم،کلن زاده ی شبم....
اگر بیهوده زیبا ست شب، برای که زیباست شب؟ برای چه زیباست شب؟
حالا روزها به نفرین هزاران ساله ی عمر تن می دهیم
و شب ها
زیر فانوس بی فروغ خانه
در انتظار معجزه های کوچک می نشینیم
و اوقات فراغت خود را
وقف گریه های بی حاصل می کنیم..........
------------------------
و در این دیار
تنها ترین واژه من ام
که گاه
حتا مرگ نیز آن را از یاد می برد....
و شاید
تنها مردگان از میلاد ما خرسند شوند
زیرا که تنهایی شان
چندان به درازا نخواهد کشید.


