تبليغاتX
فریاد من همه گریز از درد بود - نیچه
 سراغ زندگی ما، سراغ خوشبختی ما را در آن سوی شمال، آن سوی یخ ها، آن سوی "امروز"،آن سوی مرگ بگیر.
زیرا در روی زمین و در روی آب، هیچ جا راهی به سوی سرزمین نیکبختان نخواهی یافت.
-------------------------------------------
اگر بت ها را واژگون کرده باشی، کاری نکرده ای. وقتی واقعا" شهامت خواهی داشت که خوی بت پرستی را در درون خویش از میان برده باشی.
------------------------------------------
می گویید : خدای شما مهربان است؟ راستی آیا پشیمانی و عذاب وجدان را نیز که هیشه از آن سخن می گویید، گزشی از جانب خداوند ، و از جانب محبت می شمارید؟
-------------------------------------------
هر چه در پیرامون شما باشد دیر یا زود جزو خود شما می شود.
آنگاه نوبت عادت فرا می رسد. زیر هر جا که مدتی درازا در آن نشسته باشی،آخر فرسوده می شود.
(یاد بیگانه ،کامو می افتم،جز عشقولیامه شدید)
----------------------------------------
ایا قوی هستی؟ قوی مثل خر...
ایا مغرور هستی؟ انقدر مغرور هستی که از بی حاصلی خود خجالت نکشی؟!!
----------------------------------------
فقط دو راه برای رهایی از هر رنجی هست،هر کدام را می خواهی انتخاب کن :
مرگ سریع، یا عشق طولانی.

{من می فکرم که:هر دوش ناشناخته،غیر قابل پیش بینی،وشایدم هیچ!! ........
بازم می فکرم که: رهایی وجود نداره ،نه از رنج نه از ترس نه از کابوس..و همش وهم و آرزو...
نه این دنیا،نه اون دنیا....پس گزینه ی هیچ کدام...
هان؟؟؟
می خواید امتحان کنید،ما که امتحان کردیم ولی همچنان هاج و اجیم میون موندن و رفتن...
فعلن باید همچنان به این پوچی(زندگی) ادامه بدیم ،بخاطر گل روی بعضیا}

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 2:32 توسط خورشیدی از اعماق |