تبليغاتX
فریاد من همه گریز از درد بود -
تو این غربت مزخرف به شهربازی هم نیست که سوار ترن شمو هی فریاد بکشم، شاید یکم خالی شم!!!
 فریاد من همه گریز از درد بود
چرا که در وحشت انگیز ترین شب ها
آفتاب را به دعایی نومید وار طلب می کرده ام....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:52 توسط خورشیدی از اعماق |