تبليغاتX
فریاد من همه گریز از درد بود -
در بهشت گاهی
در جهنم همیشه
 به خدا می رسی!!!( ...تو ذات آدمی)

زندگی بدجور تو کوچه پس کوچه هاش خرتو می گیره که داد بزنی : خدا شکرت.چاکریم....
ما در این روزها ( یعنی از ۳شنبه تا همین الانه)بسیار مریض بودیم. پنج شنبه یی صبح بیدار شدیم و رفتیم به خانواده مان پیوستیم که دور هم گوسفندیو که پدر گرام از تهران تا اینجا پشت ماشین گذاشته (تو گونی) بخوریم و بخندیم... و خوش بگذرانیم!!! و خوب ، خوش گذشت.باغو گلو ملو....
بعد شب همگی رفتیم که بخوابیم و ما در رختخواب رومن گاری مطالعه می کردیم واز قضا به مرگ فکر می کردیم(۲باره دچار خودآزاری شدیم !) ساعت ۳ بود که دیدیم سرمان به شدت درد می کند گفتیم حتما" بخاطر کم خوابی و مریضی این چند روز است و به روی خودمان نیاوردیم و خوابیدیم ساعت ۶ از زور سر درد و حالت تهوع بیدار شدیم و پا شدیم بریم w.c که افتادیم و بیهوش شدیم..چیزی یادمان نیست ولی گویا حالت بدی بوده پدر گرام کلی سیلی میزند که ما حتی یه دونشو یادمان نیست. و مادر عزیزمان جیغ و گریه: که دخترم از دستم برفت(نمی دانسته که ما در از رو بردن ازرائیل بسیار کار درستیم) ولی این حال بی حالی و فراموشی عجب باحاله... .خود را در حالی در یافتیم که در بیمارستان بودیم همراه خوانواده وخانواده ی دوستمان. که هر کس زیر اکسیژن و سرم به سر می برد! گویا دچار گاز گرفته گی شده بودیم!!ا(از دردو اینا نمی گم دیگه بی خیال)
ولی کلی برای خودمان متاسفیم که حتی از یه بچه ی ۷ساله ضعیف تریم..
چندتا اگه!!!
ــ اگر من به خانواده م نمی پیوستم و بلایی سرشان می امد .چی می شد؟!!!
ــ اگر حال بابام و خانم دوستمان بهتر از بقیه نبود که اوضاع را جمع کنند چی می شد؟!!!
ــ اگر کمی دیرتر از خواب بیدار می شدیم چی می شد؟!!
ــ اگر سهمیه ی بنزینمون ته کشیده بود چی می شد؟!(آمبولانس هم که واسه جنازه جم کردن میرسه کلی منتظر بودن و در اخر می فهمی اگه جونت مهمه خودت پاشو برو..!!)
ــ اگر اون گوسفندو سر نبریده بودیم چی می شد؟!!( شایدم نفرین گوسی جون بوده!!!)

فکر کنم اگه این اگه ها نمی شد در روزنامه حوادث درج میکردن که دو خانواده به دلیل گاز گرفته گی در ویلایی در فلان آباد به درگاه حق پیوستند.. 
شایدم فقط دوست جونمان در وبش مینوشت که دیگه فریادی نیست...شایدم هیچی به هیچی!!!!
و در آخر می گوییم: 

 الهی!
گهی به خود نگرم، گویم: از من زارتر کیست؟
گهی به تو نگرم ، گویم: از تو بزرگوارتر کیست؟

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 4:55 توسط خورشیدی از اعماق |